آیتمهای جاذبه های تاریخی تمدن شرق

۱. آب انبارها و قنات ها           ۲. آسیابهای قدیمی     ۳. برج و مناره             ۴. تپه های باستانی

۵. حمام قدیمی                    ۶. خانه ها                 ۷. روستای قدیمی   ۸. سدها و بندرهای قدمی

۹.غارهای تاریخی                 ۱۰. کاخ خها و ارگها      ۱۱. کاروان سراها      ۱۲. گنبدها

۱۳. مدرسه ها                      ۱۴.یخچالها و یخبندانها       ۱۵. آرامگاهها       ۱۶. بازارهای قدیمی

۱۷. پلهای قدیمی تاریخی       ۱۸. تندیسها   ۱۹. خانه های سنگی   ۲۰. دروازه های قدیمی و تاریخی

نکته : ارگ مجموعه ای بسته است که در آن قلعه هاو دژها نقش دارند .

جاذبه های فرهنگی و هنری شرق

جاذبه هایی که گاهی اوقات قابل لمس نیست

۱. جشنها و سرورها  

۲. سرودها و ترانه های ملی

در اینجا یک سوال مطرح است . آیا کنسرتها هم جزء مورد ۲ محسوب میشود ؟

در پاسخ به این سوال باید به رابطه میان میراث فرهنگی با تا ریخ اشاره کنیم . برخی از میراث فرهنگی در تاریخ تولید میشود و بخشی از میراث فرهنگی از تاریخ جلو میزند و جلوتر از تاریخ تولید میشود . پس نتیجه میگیریم میراث فرهنگی متعلق به به گذشته نیست . هر اثری که هم اکنون هم تولید میشود . جزءآثار فرهنگی است . بنایراین پاسخ این سوال مثبت است . 

۳. صنایع دستی   ۴. کتابخانه و سالنهای نمایش    ۵. مشاهیر ادبی ۶. موسیقی ۷. رقص ۸. سوگ و عزاها ۹.غزلها و شعرها  ۱۰. مراسمهای ویژه محلی   ۱۱. موزه ها          ۱۲. ورزشها 

جاذبه های مذهبی :

۱. آتشکده ها و آتشگاهها     ۲. امامزاده ها و بقعه ها       ۳. کلیساها و کنیسه ها

۴. معابد             ۵.خانقاهها          ۶.مساجد ، تکیه گاه ، و حسینه های قدیمی

 جاذبه های طبیعی :

۱. آبشارها :

۲. باتلاقها و هورها ( هورها شبیه باتلاقها هستند با تفاوت که در باتلاقها گیاهان روی آب نقش ميبندند ولي در هورها ميشود قايق راني كرد و گياهان نيزارها توي آن ميرويند و سر از آب در مياورند.

۳.تالابها          ۴. جنگلها و بيشه ها         ۵.  درختها بيشه ها              ۶. درياچه ها و سواحل

۷. رود خانه ها     ۸. غارهاي طبيعي        ۹. ارتفاعات و قله ها              ۱۰. پاركها ، تفرج گاهها ، باغها و گردشگرها        ۱۱. جزيره ها                ۱۲. چشمه ها          ۱۳. دره ها      ۱۴. دشتها و كويرها      ۱۵. شكارگاهها و زيستگاههاي حيات وحش            ۱۶. فضا هاي روستايي و عشايري

در اين مبحث سوالي مطرح است . اينكه : فضاهاي روستايي و عشايري به چه معني ميباشد؟

فضا به مفهوم چشم انداز است و گردشگران علاقه بيشتري به چشم انداز دارند ، بدون آنكه به آن نزديك شوند . اين فضا هنگامي طبيعي است كه به آن نزديك نشويم . توجه داشته باشيم مادام كه بخواهيم به آن نزديك شويم مجبور به بررسي وضعيت زندگي آنها و وسيال مورد استفاده آنها بپردازيم كه در اين صورت جزء آثار ديگري به حساب خواهد آمد .

نكته هاي مهم

*شناساندن تمدن شرقي ، توسط غربيها به شرقي يك حقيقت انكار ناشدني است :‌

اصولا تعريف شرقي ها از ميراث فرهنگي مطابق برداشت ، تعريف و ايده هاي غربي ها از ميراث فرهنگي است . غربي ها گاه تاريخ را به ۴ يا   ۵ و حتي ۱۰ مرحله تقسيم كرده اند . آنها از قرن ۱۸به بعد به اين موضوع پرداختند و شرقي ها از آن استفاده كردند.

* بدون تلاش غربيها امكان شناخت تاريخ و تمدن شرق وجود نداشت.زيرا كتيبه توسط آنها ترجمه گرديد . اولين مقاله ها توسط پژوشگران غربي نوشته شد . مفاخر و مشاهير شرقي را هم غربي به آنها يادآْور شده اند.

* شناخت شرق از خودش ، از منظر نگاه غرب به تاريخ و حيات انسانها بوده است .

* هر آنچه جزء معرفي ميراث فرهنگي و تاريخ صورت ميگيرد . توسط شرقي هاست در واقع بيان واسطه اي تحقيقات غربي ها مي باشد .

* غربي ها در ازاي اين شناسايي مستقيم و غير مستقيم در لا به لاي واقعيات تاريخي به ما قبولاندند . كه پس از بررسي دست آوردهاي تمدني شرق و غرب بر برتري كامل تمدن غربي بر تمدن شرقي اذعان خواهيد نمود .

* شرق شناسي دانشي  بر خواسته از تمدن غرب است .

* يك راهنماي تور بايد مراقب با خواسته مطالب نادرست تاريخ را به ايران گردن و جهانگرد منتقل نكند . زيرا برخي از چيزهاي كه به عنوان واقعيات تاريخي مسلم انگاشته ميشود. چيزي جز دروغ نيست.

* اما يك سوال مهم

چه زماني ايرانيان براي تشكيل موزه ها ، حفظ ميراث فرهنگي ،‌ تشكيل سازمانهاي مرتبط ، قدرداني از مفاخر و تبليغ ميراث كهن ايراني اقدام كردند ؟ 

پاسخ : زماني كه دريچه هاي دانش شرق شناسي به روي ايرانيها باز شد  از دوره ي رضاخان بوده است. وضعيت حكومت پهلوي در تبليغ ميراث فرهنگي يك وضعيت متناقض نما بوده است .

 چرا ؟ 

به اين دليل متناقض نما است كه از يك سو در پي نابودي و حذف سلسله قاجار بوده است و از طرف ديگر بودجه كلان براي ميراث فرهنگي ايران باستان و ايران پس از اسلام اختصاص ميداد . 


نكته : ميراث فرهنگي بسيار زودتر از معقولات تاريخي در جهان جديد مورد قضاوت مردم قرار ميگيرد . ميراث فرهنگي دائما در حال افزايش است. زيرا فرهنگ هر لحظه بازتوليد ميشود . زيرا بر حجم آثار و ميراث فرهنگي ملتها همه روزه افزوده ميشود  .  بنابراين هر ملتي كه توليدات فرهنگي بيشتري داشته باشد . از اهميت بيشتري در نزد ملل جهان برخوردار است . متاسفانه سهم ايران از توليد ميراث فرهنگي تنها ۳./. درصد در دنيا ميباشد.