ملاحظاتی در مورد تاریخ فرهنگ ،هنر دوران اسلامی

ملاحظاتی در مورد تاریخ فرهنگ ،هنر دوران اسلامی

 

۱در ابتدای فح ایران ،اعراب مسلمان توجه چندانی به کاخها و ابنیه های سلطتنتی نداشتند به لحاظ اینکه اسلام به سادگی و دوری از تجمل دستور داده بود (البته تا حودو زیادی به ظاهر )توجه نمیکردند یا توجه محدودی داشتند

۲نخستين مظاهر معماري در دوره اسلامي در ايران ساختمان مساجد است .

3. هنر سرزمين هاي اسلامي هرگز از لحاظ ايده و طرح با هنر مسيحيت در نياميخت . تنها در سرزمينهاي غربي ممالك اسلامي مثل اسپانيا ، نشانه هايي از معماري كليسا در معماري مساجد آن سامان ديده ميشود .

4. هنر دوره اسلامي در دو بستر قوي شروع به رشد و شكوفايي كرد :

                                                                              الف: امپراطوري ساساني

                                                                              ب : امپراطوري روم شرقي

كه جمع و پيشينه اين دو امپراطوري در حيطه هنر و خصوصا معماري به پنج هزار سال ميرسد .

5. مسجد مكاني بود كه با يك نوع فلسفه معنوي خاص ساخته مي شد . از اين رو طرح و نقشه ساده و بي تكليفي داشت .

۶. محوطه مساجد دو قرن اول هجري بوسيله ديوارهاي خشتي محصور ميشد . فضاي داخل نيز در سقف پوشش مسطحي از چوب يا الياف خرما و در كف پوشيده از حصير اين طراحي ساده با ساخت پايه هاي آجري يا خشتي كه معمولا در سمت قبله بود . تا آن قسمت را از ديگر جاهاي مسجر جدا كند . اين تركيب اوليه نخستين مساجد اسلامي است. اما بناي همين مساجد در ايران به دليل شرايط اقليم و پشتوانه چندهزارساله معماري تغيير يافت. در ايران مساجد اوليه ( قرن اول و دوم هجري )‌از اين مشخصه ها بر خوردارند . ابتدا پايه ها و ستونهاي سنگي و آجري يا خشتي بنا شد . سپس لنگه طاقهاي معروف به رومي ، روي پايه ها قرار ميگرفت سپس روي طاقهاي رومي را با تيرهاي چوبي و الوار به شكل يك بام مسطح ميپوشاندند . يعني از مظر فضازي دروني ، مسجد داراي طاق است . اما سطح آن وسطح است. زيرا بر چنين سطوح مسطحي ميتوان گنبدها ، گنبدها ، گلدسته ها و مناره ها را نصب كرد.

 

                             از قرون دوم به بعد مساجد ايران داراي اين تغييرات شدند :

 

*‌ به جاي پو.شش مسطح و تيرهاي چوبي برفراز پايه ها و ستونهاطاقهاي آجري احداث شد . و به اين ترتيب اولين شبستانها با با 40 ستون شكل گرفت .

*‌ تغيير ديگر آن ،‌ طاقهايي با شكل ضربي است .

مسجد جامع شوشتر ، مسجد جامع اصفهان ، مسجد جامع نايين ،‌مسجد جامع اردستان .

 

بناي مساجد  در  ايران در قرون اوليه توسط معماراني انجام گرفت كه زرتشتي بودند . اين معماران زرتشتي به شيوه كاملا ماهرانه اصول معماري بناهاي مقدس زردتشتي را در بناي مساجد سبه كار بردند . در واقع با اين كار خود مكانهاي مقدس زرتشتي را تغيير كاربري دادند. اين اصول و نشانه هاي متعلق به مكانهاي مقدس زرتشتي است. كه در مساجد مهم ايران و جهان ديده ميشود .  فضاي تعريف شده دو ايوانه يا چها ايوانه مربوط به زرتشيان است . صحن و شبستان نيز  از نشانه هاي معماري زرتشتي است . كه در مساجد به كار رفته است . گنبد براي پارتيان است .محراب و صفه هم براي مسلمانان است. گلدستها ، میل و گلدسته ها مربوط به دوره ساسانی است .

آن چیزی که هنرمندان ایرانی به معماری مساجد اضافه کردند و جزء ابتکارات خاص معماری به شمار میرود ، این است که معماری ایرانی در ارتفاع فضاهایی چهار گوش را به هشت گوش و هشت گوش را به ۱۶ گوش و به ۳۲ گوش با استفاده از تکنیک فیل گوش تقسیم کرده اند. این ابتکار باعث شد معماران بتوانند گنبد ، گلدسته و مناره ها را در فضای مضرسی که در ارتفاع تبدیل به دایره شده بود نصب کنند .

(مضرس به معنای ضرب دار است )

 

نکته : برخی از پژوهشگران معتقدند که قدیمیترین مساجد ایران در واقع فضاهای تبدیل شده مقدس زرتشتی به مسجد ایجاد شده است . مانند : مسجد جامع ساوه ، مسجد جامع زوراه اصفهان ، مسجد جامع و قدیمی ترین مسجد ایران تاریخانه در دامغان .

 

شکل امروزی مساجد در سرزمینهای آسیایی کاملا ایرانی است . با این تفاوت که شرایط اقلیمی کشورهای آسیایی باعث شده است نوع مصالح در این مساجد بعضا متفاوت باشد .

عناصر تزیینی :

 * در فضای مساجد ابتدا با ایجاد نقوش بوسیله آجر و کتیبه های کوفی صورت میگرفته است . این تزیینات مدیون خلاقیت خطاطان ایرانی است . خط کوفی قرانی در اوایل قرن اول هجری مانند یک مهمان ناخوانده مورد بی مهری ایرانیان قرار گرفت ، زیرا جانشین خط ملی مذهبی ایران یعنی خط اوستایی و پهلوی گردیده بود . پس از مدتی ایرانیان به فکر ایجاد خطی افتادند که ذوق لطیف ایرانیان را منعکس کند. و در عین حال خالی از صعوبت ( سختی) خط کوفی باشد . ایرانیان به این نکته توجه داشتند که باید حرمت خط قران را حفظ نمایند . بنابراین شخصی به نام محمد بن علی الفارسی مشهور به ابن مقطع خط محقق ریحان و دیگر خطهای نسخ و ثلث و رقاع را بوجود آوردند.این تحولات تا پایان سده چهارم هجری که مصادف است با پیدایش بزرگترین شعرای پارسی گوی ادامه داشت .

ایجاد تحول در خط و به کارگیری آن در تزیین مساجد هم پای دیگر تحولات در عرصه هنر ایرانی ـ اسلامی بود . به گونه ای که محققان قرن چهارم و پنجم هجری را رنسانس اسلامی مینامند.

 

* کتیبه های کوفی بنایی و خط ریحان و مثلث آنچنان زیبایی به بناهای اسلامی دادند که در واقع آنچه بعنوان تزیین و کاشیکاری در مساجد نامیده میشود ، بدون تلفیق و ترکیب خط و کتیبه ها معنی و مفهوم پیدا نمیکند . این پدیده در هنر کشورهای اطراف ایران نیز تاثیر گذارده است.

 

* هنر مندان کاشیکار و خوشنویسان در سراسر کشورهای اسلامی به سفر رفته و هر کجا که زمینه بروز خلاقیت هموار بود . دست اندر کار تزیین و اجرای آثار هنری میشدند. ردپای کاشیکاران و هنرمندان ایرانی در مسجد سلطان استانبول تا بنای تاج محل در هندوستان دیده میشود .

 

* هنر اسلامی بیش از هر چیز در مساجد و خوشنویسی تجلی پیدا کرد ، بنابراین هنر تزیین مساجد و هنر خوشنویسی  بصورت تفکیک ناپذیری به صورت و معنای قرانی وابسته بودند و از آن سر چشمه میگرفتند.

 

* طراحی فضای داخلی مساجد امری اتفاقی نیست بلکه مخصوصا به نحوب طراحی شده است که موانع و کششهایی که ممکن است از انبساط کلام الهی در این فضا بصورت موزون جلوگیری کند ، از میان بردارد. در ضمن فضای داخلی اغلب مساجد بگونه ای طراحی شده است که مملو  از آرامش و صلح باشد .

 

* روحانیت و معنویت که در مساجد اسلامی به صورت گسترده دیده میشود ، بر خلاف ادیان دیگر در یک تمثال یا مجسمه متمرکز نشده است و میتواند بدون آنها معنویت را به انسان منتقل کند . بنابر این معماری مسجد از روح قران سرچشمه گرفته است . یعنی ارتباط انسان با خداوند باید بصورت سهلتر برقرار شود.

 

 * هر چند برخی از منابع معتقدند که هنر اسلامی خصوصا شاخه معماری از دوره ساسانی ، بیزانس و امپراطوری روم اقتباس داشته است . شکل بیرون مساجد بصورت رمزی تجلی اسما و صفات خداوند است و گنبد و مناره یک مسجد جلوه گر جمال الهی و جوه گر جمال الهی و نشان دهنده جلال کبریایی خداوند است . 

 

*  یکی ار خصایص حیرت انگیز معماری اسلامی در تاریخ هنر جهان یگانه است این است که معماری از همان آغاز حیات خود به اوج کمال رسید .ایرانیان توانستند هنری را بوجود آورند که نه تنها معنوی است بلکه خوشایند حواس ظاهری هم هست و البته زیبایی جهان را منعکس میکند .

 

* معماری اسلامی ابتدا حول مسجد و با محریت آن شکل گرفت یعنی شهرهای اولیه اسلامی بر این اساس بوجود آمد . در واقع در اطراف مسجد بافت متمرکزی از بازارها محله ها ، کوچه ها و فضاهای شهری برای فعالیت روز مره مردم اهمیت حیاتی دارند شکل گرفت .مسجد جامع اصفهان ، یزد کاشان ، تبریز و نایین نمونه  هایی از ساخت بافت شهری حول مساجد به شمار میرفتند .

 

* معماری اسلمی در همه زمینه ها چه در حوزه ساخت بناها و چه در حوزهای دیگر با دو ویژگی از تمدنهای دیگر متمایز است :  ۱. استحکام    ۲. تزیین

 

نکته : مسجد شاخص ترین بنای اسلامی است که تمام تغییرات و تعمیرات در تمام دوره های تارخی را در خود ثبت کرده است .

 

هنر اسلامی به دو معماری پیش از سلجوقیان و معماری پس از دوره سلجوقی تقسیم میشود . یعنی از ابتدا تا قرن ۵ هجری دوره سلجوقی و قرن ۵ هجری به بعد دوره پس از سلجوقیان است بنابراین امکان تطبیق معماری ایرانی با غرب امکان پذیر است .

 

 

 

معماري غرب               معاصر                    معماري ايراني  اسلامي

1. معماري مذرهبي غرب يا هنر بيزانس                      

سبك ساسانيان در ايران  

2. سبك روماسنك                                          

سبك سلجوقي

3. سبك گوتيك يا بوتيك                                               

سبك دوره ايلخاني

4. سبكهاي معماري اروپايي از قرن 13 ميلادي به بعد            

تا قرن 17 ميلادي   

سبكهاي دوره تيموري ، صفوي . افشاري

                           

 

استفاده از این مطالب با ذکر منبع مجاز میباشد

آموزش و پرورش در ایران باستان

 

THE  KEEPER

 

 

 

 

ميراثدار

آموزش و پرورش در ایران باستان

 

در بحث و بررسی درباره‌ی آموزش و پرورش اعصار باستانی ایران، محقق با کم‌بود شدید مدارک و اسناد روبه‌رو است و البته لازم به ذکر است که هرچه قدر به تاریخ ورود اسلام به ایران نزدیک گردیم اسنادی این چنینی رو به فزونی می­رود که البته مجددا لازم است یادآوری گردد که افزایش چنین اسنادی هرگز بدان حد نمی­باشد که بتوان مستقیما به آموزش و کیفیت آن در اعصار باستان دست یافت.
لیکن با توجه به نوشته‌های مورخین غربی ازمنه باستان و هم‌چنین اسناد و کتیبه‌های به جای مانده از آن دوران و با اندکی تعمق و تحلیل می­توان تا حدی از آموزش و پرورش اعصار باستان و ویژگی‌های آن آگاه گردید.

به هر حال با عنایت به شواهد به جای مانده از ازمنه باستان می­توان اذعان داشت که در ایران باستان عوامل اولیه­ی تعلیم و تربیت عبارت از موارد زیر بودند :

1- طبیعت و وضع جغرافیایی کشور.
2- آرا و عقایدی که آریایی‌ها با خود آورده بودند و زرتشت آن‌ها را پیراسته و اصلاح کرده بود، به عبارتی نقش دین در روند آموزش.
3- دولت و نقش ویژه­ی آن در پرورش دادن متعلمین ( صدیق، ص52).

طبیعت و وضع جغرافیایی به سبب این که ایران سرزمینی است تقریبا خشک و بیابانی و کوه‌های آن عمدتا برهنه از رستنی‌ها است، لذا ضرورت حیات در چنین سرزمینی با توجه به کم‌بود منابع آب و غذا، سخت‌کوشی و مدارا است. بنابراین مردمان ایران باستان مردمانی نیرومند، زحمت‌کش، قانع و سازگار بارآمدند. به واقع، طبیعت اینان را به آموختن چنین خصایصی وادار می­ساخت. از سوی دیگر ایران در همسایگی آسیای مرکزی که محل اسکان طوایف و ایلات و عشایر چادرنشین و بیابان‌گردی که دارای توالد و تناسل زیاد و وسایل معیشتی اندک بودند قرار داشت و ایرانیان مداوما در حال مبارزه و مقاومت در برابر تهاجمات پیاپی اینان که برای تحصیل قوت و غذا به ایران هجوم می­آوردند بودند و لذا مجبور به آموختن چگونگی مقاومت و فنون جنگی و دلیری گشتند. هم‌چنین در مجاورت ایران‌زمین در سمت مشرق دو کشور چین و هند و در سوی مغرب آسیای صغیر و یونان بودند و راه عمده ارتباطی شرق و غرب از ایران می‌گذشت و لذا ایرانیان آن زمان در طی قرون و اعصار از این موقعیت سود برده و از علم و ادب و تمدن و هنر خاور و باختر استفاده می­کردند و ملل شرق و غرب را نیز از تمدن خویش بهره‌مند می‌ساختند.

اما در باب دین به عنوان دیگر عامل مهم و فاکتور مؤثر در روند آموزش و پرورش باید اذعان داشت که دین زرتشت، که علی‌رغم حضور دگر ادیان در محدوده این مرز و بوم فراگیرترین ادیان بوده است، نقشی پررنگ را در این زمینه ایفا نموده است. با توجه به این که دین زرتشت برای دانش و خرد اهمیت بسیار قائل گشته است و مزداپرستان را به تعلیم و تربیت فراخوانده است و حتی فرشته‌ای به نام «چیستا» بر امر آموزش تعیین نموده بود ( وکیلیان، ص21).

نمونه‌هایی از اهمیت آموزش و تعلیم در دین زرتشتی به عنوان گواهی بر صدق ادعای فوق ذکر می‌گردد :

در وندیداد آمده است که : «اگر شخص بیگانه یا هم‌کیش یا برادر یا دوست برای تحصیل هنر نزد شما آمد او را بپذیرید و آن چه خواهد بدو بیاموزید» (صدیق، ص56؛ کشاورزی، ص21).

و در دینکرد دیگر کتاب متعلق به زرتشتیان آمده است : «تربیت را باید مانند زندگانی مهم برشمرد و هرکس باید بوسیله پرورش و فراگرفتن و خواندن و نوشتن خود را به پایگاه ارجمند رساند» (کشاورزی، ص81).

و ایضا در پندنامه­ی زرتشت آمده است : «به فرهنگ خواستاری کوشا باشید، چه فرهنگ تخم دانش و بَرَش خرد، و خرد رهبر هر دو جهان است» (صدیق، ص57).

هم‌چنین در وندیداد باز هم در این باب آمده است : «از سه راه به بهشت برین می‌توان رسید، اول دستگیری نیازمندان و بینوایان، دوم یاری کردن در ازدواج بین دو نفر بینوا و سوم کوشش و کمک به تعلیم و تربیت نوع بشر که به نیروی دانش، شر و ستم این دو آثار جهل از جهان رخت بربندد» (حکمت، ص95).

با توجه به نمونه‌های فوق و ده‌ها نمونه‌ی دیگر، که مجالی برای بیان آن‌ها نمی­باشد، آیا نمی‌توان اذعان داشت که دین زرتشت مشوق و ترغیب کننده یادگیری و آموختن بوده است ؟

اما در مورد نقش دولت به عنوان سومین فاکتور مؤثر در امر آموزش، از زمانی که حکومت مادها در ایران تأسیس گردید و سپس شاهنشاهی ایران بنیاد گرفت و اقتدارات در یک جا تمرکز یافت، اداره کردن این کشور پهناور محتاج افرادی گردید که مورد اعتماد بوده و تکالیف خود را نیکو بشناسند و بدان عمل کنند. از این رو دولت به حکم ضرورت از اطفال شاهزادگان و بزرگان و نجبا و طبقات برجسته­ی کشور، عده‌ای را برای رتق و فتق امور تربیت می­نمود، به گونه‌ای که حتا بنا به گفته­ی نگارنده­ی کتاب «تاریخ آموزش و پرورش ایران قبل و بعد از اسلام»، دولت افراد جامعه را به طور مستمر در کنترل داشت و تعلیم و تربیت به منزله ضرورتی اجتماعی در اختیار صاحبان قدرت بود (درانی، ص 25).

اهداف آموزش و پرورش در ایران باستان :

با توجه به مدارک و اسناد به جای مانده ازمنه باستان می‌توان هدف کلی تعلیم و تربیت در ایران باستان را این دانست که کودک عضو مفیدی برای جامعه گردد ( الماسی، ص71؛ صدیق، ص 75).
در تایید گفتار خویش به جملاتی از یسنا اشاره می‌گردد که در آن آمده است :
«... ای اهوره‌مزدا به من فرزندی عطا فرما که از عهده­ی انجام وظیفه نسبت به خانه­ی من و شهر من و مملکت من برآمده و پادشاه دادگر مرا یاری کند» (حکمت، ص78؛ صدیق، ص 75).

لیکن جزییات اهداف مهم آموزش و پرورش ایران پیش از اسلام را می‌توان به صورت ذیل خلاصه نمود:

1- هدف دینی و اخلاقی که تحت تعالیم زرتشت به شعر اندیشه­ی نیک، گفتار نیک، کردار نیک جامه­ی عمل پوشانند.
2- هدف نیرومندی و بهداشتی برای تندرستی و پاک تنی و راستی و جوانمردی، چنان که در دین زرتشت پاکیزگی تن برای هر زرتشتی از وظایف دینی است و ناپاکی تن و بیماری به اهریمن منسوب است.
3- هدف جنگی و نظامی­ جهت نگهداری حدود مرز و بوم و حفظ آرامش و دفاع در برابر دشمنان.
4- هدف اقتصادی به جهت تهیه­ی نان و قوت مردم و رفاه و آسایش آن‌ها و حفظ خانواده و توسعه­ی صنعت و هنرها.
5- هدف سیاسی به جهت روابط عمومی­ و امنیت و کشورداری و روابط خارجی (الماسی، ص 72؛ حکمت، ص63).

سازمان آموزشی ایران باستان :

در طی قرون و اعصار متمادی سازمان تعلیم و تربیت یک‌سان نبوده است و به فراخور زمان امکنه آموزشی اعصار باستان متفاوت بوده‌اند. لیکن در قسمت اعظم این مدت، خانواده و آتشکده و آموزشگاه درباری به پرورش اطفال و نوجوانان می‌پرداختند که البته در برخی قرون دبستان و دانشگاه نیز بدان افزوده شده است (صدیق، ص 59؛ الماسی، ص65).
در ادامه، در مورد این امکنه­ی آموزشی و به هنگام بحث در مورد دوره‌های مختلف حکومتی ایران باستان و روند آموزش و پرورش این دوره‌ها بیش‌تر سخن به میان خواهد آمد.

برنامه‌ی آموزشی در ایران باستان :

برنامه‌ی تعلیم و تربیت در ایران باستان را می‌توان شامل سه قسمت عمده دانست :

1- پرورش دینی و اخلاقی.
2- تربیت بدنی.
3- تعلیم خواندن و نوشتن و حساب برای طبقات خاص (ضمیری، ص20؛ صدیق، ص62).

پرورش دینی و اخلاقی : از آن­جا که آموزش‌های اولیه بیشتر جنبه دینی داشت، ادیان را می‌توان نخستین پایگاه آموزش انسانی دانست که در زندگی روزمره نقش آموزش را با قدرت با زندگی فرهنگی مردم می­آمیخته است (کشاورزی، ص10) و از آن­جا که در اوستا فصل مخصوصی به تربیت کودک ومعلم و روحانی اختصاص یافته بود و در پندنامه­ی بزرگمهر نیز از اهمیت آموزش دینی سخن به میان آمده است و هرکسی را موظف می‌داند که یک سوم شبانه روز را صرف تربیت دینی نماید، می­توان اذعان داشت که در واقع مهم‌ترین و یا یکی از مهم‌ترین قسمت‌های برنامه آموزشی ایران باستان، پرورش دینی و اخلاقی بوده است (صدیق، ص64؛ وکیلیان، ص24) و این نوع آموزش به واقع رایج‌ترین و همگانی‌ترین نوع تعلیم به شمار می‌رفت که در خانه و آتشکده معمولا انجام می‌پذیرفت (وکیلیان، ص 24).

تربیت بدنی و آموزش نظامی : یکی از مهم‌ترین نوع تعالیم نوجوانان و جوانان را تشکیل می‌داده است و هدف آن دفاع از سرحدات و لشکرکشی، پرورش روحیه‌ی سلحشوری و جنگاوری و حفظ وحدت می­بود. برای تربیت بدنی سوارکاری، تیراندازی، شکار، چوگان، ژوبین اندازی و شنا را می‌آموختند ( جهت اطلاع بیشتر در این باب رجوع کنید به صدیق، ص 72-66).

خواندن و نوشتن و حساب کردن : که معمولا فقط به عده­ی معدودی آموخته می‌شد. به مانند فرزندان بزرگان و نجبا و موبدان که معمولا برای فرمان‌دهی سپاه وحکم‌رانی و دادرسی و نگاه‌داری دفاتر دیوان و حساب و مالیات تربیت می‌شدند. در واقع می‌توان اذعان داشت که این مرحله از آموزش فقط ویژه­ی اشراف بوده است. از سوی دگر در این مرحله به تربیت ترجمه کنندگان زبان‌های ملل مختلف نیز اقدام می‌شده است. هم‌چنین مطابق نظر فردوسی، که با منابع تاریخ ایران باستان آشنا بوده است، سخنوری آموختن نیز در این مرحله همواره قسمتی از تربیت شاهزادگان بوده است.